هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

178

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) « اى برادران بوزينگان ، آيا ديديد خداوند شما را خوار ساخت و عذابش را بر شما فرود آورد » . يهوديان گفتند : اى ابو القاسم تو دشنام گوى نبودى ! پيامبر بر سر يكى از چاههاى آنان اطراق كرد ، تا آنكه همهء مسلمانان رسيدند . رسول خدا حدود يك ماه آنان را در محاصره داشت ، چون كار بر آنان سخت شد برخى به ايشان گفتند : حكم پيامبر را دربارهء خويش بپذيريد . در اين زمان ترس بر دل ايشان چيره گشته بود . حى بن اخطب نيز هنگامى كه قريش و غطفان به مكه بازگشتند براى وفا به قولى كه به كعب بن اسد رئيس بنى قريظه داده بود به قلعهء آنان آمده بود . ( 2 ) هنگامى كه يقين كردند پيامبر تا با آنان پيكار نكند از ايشان دست نخواهد كشيد ، كعب بن اسد به ايشان گفت : اى مردم يهود ، خود مىبينيد كه چه شرايطى پيش آمده است . من سه كار را به شما پيشنهاد مىكنم ، هر يك را كه خواستيد برگزينيد . گفتند : آنها چه هستند ؟ گفت : نخست آنكه از اين مرد پيروى كنيم و دعوتش را تصديق نمائيم ، زيرا به خدا سوگند بر شما آشكار گشته كه او پيامبرى است فرستاده از جانب خداوند و شما نشان او را در كتاب خود مىيابيد . در اين صورت خون و مال و فرزندان و زنانتان در امان مىمانند . گفتند : ما از حكم تورات جدا نمىشويم و دينى را بجاى دين موسى نمىپذيريم . گفت : اگر اين را نمىپذيريد بيائيد فرزندان و زنان خود را بكشيم ، آنگاه از دژهاى خود به سوى محمد و پيروانش بيرون رويم و شمشيرهاى خود را به كار اندازيم . در پشت سر خويش نيز چيزى نداريم كه در انديشهء آن باشيم ، تا خداوند ميان ما و او داورى كند . اگر از ميان برويم چيزى پشت سر خود نگذاشته‌ايم كه نگرانش باشيم و اگر بر محمد چيره شديم زن بسيار است . گفتند : آيا زنان و فرزندان خود را بدون گناه بكشيم ؟ زندگى پس از آنان چه لذتى دارد ؟ گفت : اگر اين را نيز نمىپذيريد ، پس امشب كه شب شنبه است و احتمالا محمد و اصحابش مطمئنند كه ما در اين هنگام با آنان نمىجنگيم از دژها فرود آييد ، شايد كارى با مسلمانان كنيم كه چشمانمان روشن شود . گفتند : اگر چنين كنيم شنبهء خود را تباه كرده‌ايم